تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد

تنت به نازطبیبان نیازمند مباد
نوشته های پیشین
پست الكترونيك

شبی از شبها

دوستان و همسایگان


قهوه خانه
شکوفه یاس
زیر درخت گیلاس
نوشی و جوجه هایش
در شبان غم تنهایی خویش
در حیاط کوچک پاییز در زندان
مسی به رنگ شفق، زمان سیه
صدای پایم از انکار راه بر میخاست
سنگها هم حرفهایی می زنند
یه ایرانی که راستشو میگه
آخرين فصل بي خوابي
درود بر ایران باستان
سروش در لابيرنتش
بی بی شهربانو
پسر ایرانی
از اون بالا
تشچال

:سایتهای مفید


سازمان بهداشت جهانی
سایت سلامتی ایران
سایت زنان ایران
نغمه
شهر کدها
استودیو نسیم
«آهنگ گل ارکیده»

شمار مهمانان وبلاگ


مطالب قبلی

ویتامین د
تهوع در حاملگی
میوه جات و سبزیجات
احتقان سینوسها
سرطانها
هفته سلامت مبارک باد
اسفناج
فعاليت بدنی
تفکر مثبت
آرامش
سيب
نکاتي بر گرفته از کتاب فشار رواني و راههاي مقابله با آن تاليف ورون کلمن
یک نمونه غذای سالم( انتخاب نام با خودتان)
پیامی برای هر روز
توصیه متخصصان برای ترمیم حافظه
فعالیت بدنی
کلسترول و فصل سال
بي خوابي
سکته مغزی
درد و آسم
اسکيزوفرني - قسمت اول
اسکيزوفرني - قسمت دوم
سندرم پیش از قاعدگی
واکنش انسان به استرسهای حاد
موسيقی درمانی
آب درمانی Hydrotherapy


سه‌شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٥

ويتامينها و مواد معدني

ويتامين چيست؟

ويتامينها موادي هستند که بايستي از منابع غذايي به دست آيند چرا که بدن انسان نمي تواند آنها را به مقدار کافي بسازد تا اعمال حياتي بدن را حمايت نمايند. کلمه ويتامين از کلمه لاتين ويتا Vita به معناي حياتي گرفته شده است. ويتامين ها ترکيباتي از کربن، اکسيژن، هيدروژن، نيتروژن، فسفر، سولفور و کبالت هستند. اين عناصر براي حفظ زندگي ضروري هستند اما خود مستقيما براي توليد انرژي به کار نمي روند. ويتامينها به عنوان ريز مغذي در نظر گرفته مي شوند چرا که در مقايسه با پروتئين، کربوهيدرات و چربي در مقادير بسيار اندکي در حد ميلي گرم و هزارم ميلي گرم مورد نياز هستند. غياب هر يک از انواع ويتامينها مي تواند يک بيماري مشخص ناشي از کمبود آن را ايجاد نمايد. بيشترين دلايل کمبود ويتامين دريافت ناکافي از طريق غذا، جذب ناکافي از طريق دستگاه گوارش، و افزايش نياز بدن در شرايط مختلف مي باشد.

ويتامينها به دو دسته اصلي ويتامينهاي محلول در چربي و ويتامينهاي محلول در آب تقسيم مي شوند. ويتامينهاي محلول در چربي که براي جذب لازم است همراه با غذاي داراي چربي استفاده شوند، شامل ويتامين آ، ويتامين د، ويتامين اي و ويتامين کا هستند. استفاده زياد تر از حد لازم از اين ويتامينها مي تواند براي بدن ايجاد عارضه نمايد. ويتامينهاي محلول در آب شامل ويتامينهاي گروه ب، ويتامين ث، بيوتين و اسيد فوليک هستند. ويتامين آ براي رشد و سلامت سلولهاي سطحي مانند پوست و ناخن ضروري است. ويتامين د براي استفاده از کلسيم و فسفر در تشکيل استخوانها و دندانهاي قوي لازم است. ويتامين اي نقش حياتي در تنظيم تمام واکنشهاي مربوط به اکسيژن در بدن دارد. ويتامين کا براي لخته شدن مناسب خون لازم است. ويتامين ب 12 در ساخت چربيها، کربوهيدراتها (مواد قندي و نشاسته اي)، و آمينو اسيدها (اجزاي سازنده پروتئين ها) دخالت دارد. ويتامين ب 3 در حرکات روده دخالت مي کند. نياسين در تنفس و سوخت و ساز قندها دخالت دارد. ويتامين ب 1 در سوخت و ساز قندها در سلولهاي زنده کمک مي کند و براي عملکرد عصبي سالم مورد نياز است. ويتامين ب 6 در سوخت و ساز چربيها و پروتئين ها به کار مي رود و اسيد فوليک براي رشد و نمو بافتهاي نرم لازم است.

مواد معدني چه هستند؟

مواد معدني عناصر غير زنده اي هستند که به عنوان اجزاي ساختماني بافتها و سلولها به عنوان تسريع کننده فعاليتهاي شيميايي سلول و براي نگهداري و حفظ فضاي شيميايي سلول از نظر استفاده مي شوند. مواد معدني در مقادير بسيار کم در حد ميلي گرم و هزارم ميلي گرم مورد نياز بدن هستند. مواد معدني از خاک براي استفاده موجودات زنده تامين مي شوند. مثالهايي از مواد معدني شامل منيزيوم، روي، آهن، منگنز، يد، کبالت و سلنيوم مي باشد. منيزيوم براي فعاليت اعصاب، عضلات و استخوانها لازم است. روي در فعاليت استخوانها و مفاصل و زرد پي ها ضروري است. آهن در رشد و سلامت سلولهاي قرمز خون مورد نياز است. يد براي ساخت هورمون تيروئيد به کار مي رود، کبالت در ساخت و نگهداري سلولهاي قرمز خون و سلنيوم براي فعاليت ماهيچه اي مناسب ضروري هستند.

بسياري از بيماريهاي انسان به طور مستقيم يا غير مستقيم به تغذيه مربوط هستند، اين بيماريها شامل بيماريهاي ناشي از کمبود هستند که به دليل فقدان مواد مغذي ضروري ايجاد مي شوند.  به علاوه بسياري از بيماريها به طور مستقيم يا غير مستقيم تحت تاثير عادات غذايي قرار مي گيرد و نياز به توجه دقيق در مورد مواد مغذي موجود در غذا دارند. يکي از بيماريهاي ناشي از کمبود که شايعترين شکل کمبودهاي تغذيه اي است بيماري فقر آهن است. آهن در تمام سلولها حضور دارد و چندين فعاليت حياتي انجام مي دهد. آهن در انتقال اکسيژن در هموگلوبين و  انتقال پيامهاي عصبي در سلول نقش دارد. کمبود آهن مي تواند در انجام اين فعاليتهاي حياتي ايجاد اشکال کند. نتيجه مستقيم بيماري فقر آهن کم خوني فقر آهن است. افرادي که بيش از ديگران مستعد کم خوني فقر آهن هستند کودکان و زنان در دوره سني باروري هستند.  ميانگين آهن مورد نياز بدن تقريبا 8/3 گرم در مردان و 3/2 گرم در زنان است. مهمترين دستگاهي که  ميزان آهن بدن را کنترل مي کند دستگاه گوارش است. نشانه هاي کمبود آهن نشانه هايي عمومي هستند و در ساير بيماريها نيز ديده مي شوند. اين نشانه ها حتي زماني که هنوز کم وني فقر آهن اتفاق نيفتاده است ديده مي شوند. برخي از اين نشانه ها، خستگي، رنگ پريدگي، تحريک پذيري، ضعف و انحراف اشتها هستند.

فقر آهن عمده مي تواند باعث بروز نتايج خطرناکي براي سلامت شود تا آنجا که رژيم غذايي نتواند به سرعت آن را اصلاح نمايد و معمولا زماني که نشانه هاي فقر آهن بروز کند، به مکمل آهن  نياز مي شود. اما فقر آهن خفيف تا متوسط مي توانند با غذاهاي غني از آهن اصلاح و پيشگيري شوند.

 

از آنجا که آهن مورد نياز بسياري از گياهان و حيوانات است، بسياري از غذاها مي توانند آهن را تامين نمايند.  اما مسئله در اينجاست که جذب آهن موجود در مواد غذايي در بدن مانند يکديگر نيست و به عنوان مثال آهن موجود در گوشت راحت تر از دانه هاي گياهي شکسته شده و در دسترس بدن قرار مي گيرد. به همين دليل افرادي که رژيم هاي گياهخواري دارند ميزان بيشتري از مواد غذايي حاوي آهن را بايستي مصرف نمايند. براي اين افراد، سبزيجات داراري برگ سبز تيره مانند اسفناجمنابع خوبي براي آهن هستند. از طرف ديگر ممکن است مواد معدني و شيميايي موجود در يک نوع ماده غذايي جلوي جذب شدن آهن موجود در ماده غذايي ديگري که به طور همزمان با هم مصرف شده اند را بگيرد.

دانه هاي غني از آهن:

برنج قهوه اي، نان گندم کامل، جوانه گندم، آرد جو، همه غلات، ماکاروني غني شده، کشمش، دانه آفتابگردان، شير سويا، لوبيا و نخود.

سبزيجات غني از آهن:

کلم بروکلي، لوبيا سبز، چغندر، نخود سبز، سيب زميني تازه پخته شده با پوست،  سبزيجات سبز برگ و هندوانه.

غذاهاي غني از آهن:

آلو بخارا، خرما، گوشت گوساله، گوشت بره، جگر (مرغ و گوساله)، صدف، گوشت بوقلمون، پيتزا پنيري و پپروني

 

توجه: زنان باردار به دليل محتواي ويتامين آ زياد جگر نبايد آن را مصرف نمايند. ميزان زياد ويتامين آ مي تواند به جنين آسيب برساند.


پيام هاي ديگران ()

R.P


پنجشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٥

سرطان پستان

سرطان پستان چيست؟

سرطان پستان زماني اتفاق مي افتد که سلولهاي پستاني به شکلي خارج از کنترل رشد کنند. اين سلولها به يکديگر مي پيوندند و توده اي بد خيم (سرطاني) را شکل مي دهند. هر پستان از بخشهاي کوچکي به نام لوب ساخته شده است. هر لوب يک گروه از بخشهاي کوچکتر دارد به نام لوبول. اين لوبولها شير توليد مي کنند. لوله هاي کوچکي به نام مجاري که از لوبها شروع مي شود و شکلي مانند شاخه هاي درخت را ايجاد مي کنند، شير را به نوک پستان که در مرکز ماهک است حمل مي کند. بقیه پستان به طور عمده از چربي ساخته شده است.

دو نوع اصلي سرطان پستان وجود دارد. سرطان پستاني که در لوبها آغاز مي شود و به بافتهاي اطراف گسترش مي يابد و به نام سرطان مهاجم لوبولي شناخته مي شود. مورد ديگري سرطان پستاني است که از مجاري آغاز مي شود و به بافتهاي اطراف گسترش مي يابد و به نام سرطان مهاجم مجاري شناخته مي شود.

وضعيت ديگري به نام سرطان درجا نيز وجود دارد که در آن سلولهاي ناهنجار در پستان وجود دارد اما اين سلولها سرطاني نيستند. هنوز سرطان درجا علامتي از اين است که در آينده سرطان پستان مي تواند ايجاد شود. سرطان درجاي لوبولي سلولهاي ناهنجاري هستند که از لوبولها منشا مي گيرند و سرطان درجاي مجاري سلولهاي ناهنجاري هستند که از مجاري منشا مي گيرند. بسياري از توده هاي پستان خوش خيم هستند که به اين معناست که اين سلولها سرطاني نيستند. توده هاي خوش خيم پستان به خارج از پستان گسترش پيدا نمي کنند و خطر تهديد کننده حيات ندارند.

سرطان پستان چقدر شايع است؟

در کشور آمريکا سرطان پستان شايعترين شرطان زنان است و در ميان زنان مسن شيوع بيشتري دارد. هر ساله براي حدود 180000 زن در آمريکا تشخيص سرطان پستان گذاشته مي شود. تعداد کمي از مردان نيزدر کشور آمريکا دچار سرطان پستان مي شوند (حدود 1600 مرد در سال).

چه کسي در معرض خطر ابتلا به سرطان پستان است؟

هر فردي از جمله آقايان مي تواند به سرطان پستان دچار شود اما اين بيماري عمدتا زنان بيش از 50 ساله را مبتلا مي سازد. و اين خطر به سرعت با افزايش سن زياد مي شود. زناني که سابقه خانوادگي سرطان پستان را دارند بيشتر در معرض خطر هستند.

چگونه مي توانيد خطر سرطان پستان را در خود کم کنيد؟

باقي ماندن در وزن طبيعي

خوردن سبزيجات بيشتر

دارويي به نام تاموکسيفن نيز مي تواند خطر سرطان پستان را کم کند اما اين دارو تنها براي زناني استفاده مي شود که خطر بسيار زيادي براي بروز بيماري دارند. تحقيقات هنوز اثرات دراز مدت آن را مطالعه مي کنند.

چه کسي بايد آزمايشات غربالگري سرطان را انجام دهد؟

تمام زنان بالاي 20 سال بايستي به طور منظم براي سرطان پستان غربالگري شوند. اما آزمون غربالگري مناسب به طور عمده وابسته به سن زن است. مي توانيد از جدول زير براي آنکه ببينيد چه آزمايشي برايتان مناسب است استفاده نماييد.

اگر بين 20 تا 39 ساله هستيد

هر يک تا سه سال يک معاينه باليني پستان انجام دهيد

اگر بين 40 تا 49 ساله هستيد

هر سال يک معاينه باليني پستان انجام دهيد.

زناني که در خطر سرطان پستان قرار دارند نياز دارند که ماموگرامهاي منظم انجام دهند.

با پزشک خود در اين مورد صحبت کنيد.

اگر بيش از 50 سال سن داريد

هر ساله يک ماموگرام (عکس راديوگرافي از پستان) و معاينه باليني پستان انجام دهيد

حتما در مورد خطر سرطان پستان در خود با پزشکتان صحبت نماييد. اگر خطرتان زياد است، ممکن است نياز به انجام دفعات بيشتر ماموگرام و در سن پايين تر داشته باشيد.

نشانه هاي سرطان پستان چيست؟

سرطان پستان ممکن است در مراحل اوليه هيچ نشانه اي نداشته باشد اما با رشد سرطان، نشانه هايي مانند موارد زير بروز مي کند:

يک توده در پستان يا زير ناحيه بازو

تغيير در اندازه، شکل يا رنگ پستان

ترشح از نوک پستان

تغيير در حس پوست پوشاننده پستان (پوست ممکن است فلس مانند يا دچار فرورفتگي و چروکيدگي شود)

برخي از اين نشانه ها مي تواند به دليل مشکلات ديگري ايجاد شوند. تنها يک پزشک مي تواند قطعا در اين مورد نظر دهد. اگر شما هر کدام از اين نشانه ها را داريد فو.را با پزشکتان صحبت کنيد.

عوامل خطر سرطان پستان

بيشتر دانشمندان موافقند که موارد زير بر خطر سرطان پستان اثر مي گذارد. برخي ممکن است با شما تناسب داشته باشد و برخي نه.

سن

جنس

قد

وزن

سبزيجات

الکل

سن اولين قاعدگي

سن اولين زايمان

سن يائسگي

تعداد زايمانها

تغذيه با شير مادر

مصرف قرهاي پيشگيري از بارداري

استفاده از هورمونهاي پس از يائسگي

قوميت يهود

سابقه خانوادگي

بيماري خوش خيم پستان

سن و سرطان پستان

خطر ايجاد سرطان پستان با افزايش سن افزايش مي يابد. اين ميزان عمدتا در سن زير 40 سال کم است، پس از 40 سالگي شروع به افزايش مي کند و در سنين بالاي 70 سال بيشترين ميزان را دارد.

جنسيت و سرطان پستان

گرچه سرطان پستان مي تواند در مردان نيز ايجاد شود، حدود 99 درصد موارد در کشور آمريکا در زنان تشخيص داده مي شود.

قد و سرطان پستان

زنان قد بلند خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان پستان دارند. دانشمندان در مورد دليل آن مطمئن نيستند. يک دليل آن مي تواند اين باشد که افراد قد بلند سلولهاي بيشتري در بدن خود دارند که تعداد سلولهايي را که قابليت سرطاني شدن را دارند افزايش مي دهد. دليل مطرح ديگر اين است که افراد بلند قد در زمان کودکي سريعتر رشد مي کنند و رشد سريعتر منجر به تغيير در ساختار ژنتيکي سلولهاي بدن مي شود و در نهايت باعث مي شود آنها سرطاني شوند.

زنان و مردان قد بلند خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان روده نيز دارند.

وزن و سرطان پستان

زناني که در وزن طبيعي باقي مي مانند خطر کمتري براي ابتلا به سرطان پستان دارند، به ويژه اگر در دوره پس از يائسگي قرار داشته باشند. اين بدين دليل است که وزن کمتر سطح استروژن را در بدن شما کاهش مي دهد. استروژن يک هورمون مربوط به دستگاه تناسلي زنان است که در زناني که در دوره پيش از يائسگي خود قرار دارند در طي چرخه قاعدگي ترشح مي شود. اما اين هورمون پس از يائسگي توسط سلولهاي چربي نيز آزاد مي شود. سطوح بالاي هورمون استروژن پس از يائسگي مي تواند باعث شود سلولهاي پستان، سرطاني شوند.

سبزيجات و سرطان پستان

زناني که حداقل 3 سهم از سبزيجات در هر روز مصرف مي نمايند خطر کمتري براي ابتلا به سرطان پستان دارند. سبزيجات حاوي ويتامين آ  احيا کننده است. سطح پايين ويتامين آ با سرطان پستان مربوط است.

يک سهم از سبزيجات معادل

  • يک فنجان سبزيجات سبز برگ خام مانند کاهو يا اسفناج

  • نصف فنجان از ساير سبزيجات خام يا پخته

  • نصف فنجان لوبيا يا نخود پخته

است.

 

سن اولين قاعدگي و سرطان پستان

زناني که در سن پايين تري قاعده مي شوند، خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان پستان دارند. دليل اين امر آن است که قاعدگي زود هنگام بدن زن را در معرض مقادير بيشتر استروژن در طول دوره زندگي قرار مي دهد.

سن اولين زايمان و سرطان پستان

زناني که اولين فرزند خود ار در سنين بالا به دنيا مي آورند در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان پستان قرار دارند. دليل اين مسئله آن است که به نظر مي رسد حاملگي بافت پستان را تغيير مي دهد و احتمال سرطاني شدن آن را کم مي کند.

سن يائسگي و سرطان پستان

زناني که در سنين بالاتري نسبت به ديگر زنان يائسه مي شوند (زماني که قاعدگي هاي منظم به طور کامل متوقف مي شود) خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان پستان دارند. علت اين است که يائسگي دير رس بدن زن را در معرض مقادير بيشتر استروژن در طول دوره زندگي قرار مي دهد.

زناني که يائسگي دير رس دارند در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان رحم نيز هستند.

تعداد زايمانها و سرطان پستان

زناني که کمتر از 2 فرزند دارند، خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان پستان دارند.. علت اين امر آن است که حاملگي بافت پستان را تغيير مي دهد و احتمال سرطاني شدن آن را کم مي کند. هر چه تعداد بارداريهاي زني کمتر باشد ميزان تغييرات حفاظت کننده در پستان کمتر است. زناني که  کمتر از 2 فرزند دارند، خطر بيشتري براي سرطان تخمدان دارند و زناني که دو يا بيشتر از 2 مورد زايمان داشته اند، خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان دهانه رحم دارند.

تغذيه با شير مادر و سرطان پستان

زناني که حداقل به مدت يکسال در تمام حاملگي هاي خود نوزادشان را با شير مادر تغذيه کرده باشند در خطر کمتري براي سرطان پستان قرار دارند.

زناني که نوزاد خود را  با شير مادر تغذيه مي کنند در خطر کمتري براي سرطان تخمدان نيز قرار دارند.

قرصهاي پيشگيري از بارداري و سرطان پستان

زنان در هنگام استفاده از قرصهاي پيشگيري از بارداري در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان پستان قرار مي گيرند. ارتباط بين اين قرصها و سرطان پستان در بسياري مطالعات نشان داده شده است ولي دانشمندان علت آن را نمي دانند. قرصهاي پيشگيري از بارداري مي توانند اثرات مثبت و منفي بر سلامتي زنان بگذارند. اين قرصها در صورتي که حداقل به مدت 5 سال استفاده شوند مي توانند خطر سرطان روده بزرگ، رحم و تخمدان را کم کنند. اما در هنگام استفاده از آنها احتمال ابتلا به سرطان پستان، بيماري قلبي و حمله مغزي افزايش مي يابد. در برخي زنان نيز عوارضي مانند تهوع و استفراغ ايجاد مي کنند.

هشدار: سيگار کشيدن و استفاده از قرصهاي جلوگيري از بارداري مي توانند يک ترکيب کشنده باشند. اين دو همزمان با يکديگر مي توانند خطر حمله قلبي و مغزي را به ميزان زيادي افزايش دهند. تمام زنان سيگاري و قلياني بايستي در اسرع وقت آن را ترک نمايند.

هورمونهاي پس از يائسگي و سرطان پستان

هورمونهاي پس از يائسگي داروهايي هستند که به کم شدن علائم يائسگي مانند گر گرفتگي و خشکي مهبل کمک مي کنند. آنها شامل هورمونهايي هستند که شبيه هورمونهاي دستگاه تناسلي زنان (استروژن و پروژسترون) هستند که ساخت مقادير زياد آنها در بدن پس از يائسگي متوقف مي گردد.

زناني که هورمونهاي پس از يائسگي را به مدت حداقل 5 سال استفاده کنند در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان پستان هستند. علت آن اين است که اين هورمونها سطح هورمون استروژن را در بدن زن بالا مي برند. سطوح بالاي استروژن پس از يائسگي مي تواند باعث شود سلولهاي پستان، سرطاني شوند.

هورمونهاي پس از يائسگي  مي توانند اثرات مثبت و منفي بر سلامتي زنان بگذارند. اين داروها مي توانند خطر سرطان روده بزرگ و پوکي استخوان را کم مي کنند. اما مي توانند خطر سرطان پستان و رحم را زياد کنند. ضمنا زماني تصور مي شد که اين داروها مي توانند خطر بيماري قلبي را کم کنند اما امروزه اين موضوع که آنها چگونه بر خطر اين بيماري اثر مي گذارند آشکار نيست.

بيماريهاي خوش خيم پستان و سرطان پستان

بيماريهاي خوش خيم پستان گروه بزرگي از وضعيتهاي غير سرطاني پستان شامل کيستها، فيبروآدنومها و هيپر پلازي ها هستند. از بين تمام موارد بيماريهاي خوش خيم پستان تنها هيپر پلازي ها با سرطان پستان مرتبط هستند. علت آن اين است که سلولهاي اضافي در مجاري مي توانند به ميزان بيشتري غير طبيعي شوند. اما در کل هيپر پلازي ها به ندرت سرطاني مي شوند.

سابقه خانوادگي و سرطان پستان

زناني که مادر يا خواهري مبتلا به سرطان پستان دارند در معرض خطر بيشتري هستند به ويژه آنکه تشخيص آن در زمان جواني گذاشته شده باشد. علت اين است که تعداد محدودي از سرطانهاي پستان با تغييرات ساختمان ژنتيکي سلول مربوط هستند که مي تواند در بين نسلها به صورت ارثي منتقل شود.


پيام هاي ديگران ()

R.P


یکشنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٥

سرطان دهانه رحم

سرطان دهانه رحم چيست؟

سرطان دهانه رحم به وسيله ويروسي به نام ويروس پاپيلوم انساني ايجاد مي شود. اين ويروس باعث مي شود سلولهاي دهانه رحم به شکلي خارج از کنترل رشد کنند و سرطاني شوند. دهانه رحم بخشي از دستگاه تناسلي زنانه است و حدود 5/2 سانتي متر قطر داشته و رحم را به مهبل متصل مي کند. اسپرم از طريق دهانه رحم عبور کرده و تخمک زن را بارور مي کند.

 

سرطان دهانه رحم چقدر شايع است؟

هر ساله براي حدود 13 هزار زن آمريکايي تشخيص سرطان دهانه رحم گذاشته مي شود.

 

چه کسي در خطر ابتلا به سرطان دهانه رحم است؟

تمام زناني که روابط جنسي دارند مي توانند به سرطان دهانه رحم دچار شوند. اما در صورت غربالگري بسياري افراد پيش از ابتلا به سرطان شناسايي مي شوند.

 

چگونه مي توان از سرطان دهانه رحم پيشگيري کرد؟

کنار گذاشتن سيگار و قليان

انجام پاپ اسمير هر يک تا سه سال

محدود نمودن تعداد افراد داراي روابط جنسي با فرد

استفاده از کاندوم يا ديافراگم در هنگام روابط جنسي

 

چه کسي بايد براي سرطان دهانه رحم غربالگري شود؟

با آغاز 18 سالگي و يا در شروع روابط جنسي، تمامي زنان بايد مرتباً براي سرطان دهانه رحم غربالگري شوند. به آزمايش مربوط به غربالگري پاپ اسمير گفته مي شود.

بيشتر زنان بايستي هر 1 تا 3 سال آزمايش شوند. انجام پاپ اسمير مرتب تنها راه مطمئن براي کاهش خطر سرطان دهانه رحم است. اين آزمايش مي تواند سلولهاي غير طبيعي را که بعدا مي تواند به سلولهاي سرطاني تغيير شکل دهند پيدا کند.

نشانه هاي سرطان دهانه رحم چيست؟

نشانه هاي سرطان دهانه رحم شامل موارد زير است:

خونريزي غير طبيعي از مهبل

درد در هنگام رابطه جنسي

خونريزي بعد از روابط جنسي

 

برخي از اين نشانه ها مي تواند به وسيله ساير مشکلات نيز ايجاد مي شود. تنها يک پزشک مي تواند مطمئن شود. فورا يک پزشک را ببينيد.

 

عوامل خطر

بيشتر دانشمندان موافقند که موارد زير بر خطر سرطان دهانه رحم اثر مي گذارد. برخي ممکن است با شما تناسب داشته باشد و برخي نه.

سن

سيگار کشيدن

روابط جنسي زود هنگام

تعداد افراد داراي روابط جنسي با فرد

بيماريهاي منتقله از راه جنسي

کاندوم و ديافراگم

تعداد زايمانها

آزمايش پاپ اسمير

 

سن و سرطان دهانه رحم

خطر سرطان دهانه رحم با افزايش سن زياد مي شود. اما غربالگري با پاپ اسمير باعث مي شود ميزان افزايش اين سرطان بعد از سن 40 سالگي متوقف شود و به يک مقدار ثابتي برسد. در کشور آمريکا ميانگين سني براي سرطان دهانه رحم 47 سالگي شناخته شده است.

 

سيگار و قليان و سرطان دهانه رحم

زناني که سيگار يا قليان مي کشند خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان دهانه رحم دارند. سيگار حاوي مواد شيميايي است که به ساختمان ژنتيکي سلول آسيب مي زند. اين ساختمان آسيب ديده باعث مي شود سلولها سرطاني شوند. اما پس از ترک سيگار، سلولها جديد جايگزين سلولهاي آسيب ديده مي شوند. افراد سيگاري خطر بيشتري نيز براي ابتلا به سرطانهاي ريه، مثانه، کليه، لوزالمعده، لب، دهان، زبان، حنجره، گلو و مري دارند.

افراد سيگاري خطر بيشتري براي بيماريهاي ديگري مانند بيماري قلبي، ديابت، سکته مغزي، از دست دادن توده استخواني (پوکي استخوان)، آمفيزم و برونشيت دارند.

فعاليت جنسي زود هنگام

زناني که براي اولين بار در سنين پايين فعاليت جنسي را آغاز مي نمايند در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان دهانه رحم هستند. دانشمندان در مورد دليل آن مطمئن نيستند. يکي از دلايل مي تواند اين باشد که ويروس پاپيلوم انساني، دهانه رحم زنان جوان را آسان تر آلوده مي کند. بيماري ناشي از اين ويروس يک بيماري منتقله از راه جنسي است است و برخي انواع اين ويروس مي توانند باعث شوند سلولهاي دهانه رحم سرطاني شوند.

 

تعداد افراد داراي روابط جنسي با فرد

زناني که تعداد شرکاي جنسي خود را محدود مي نمايند در معرض خطر کمتري براي سرطان دهانه رحم هستند. کمتر بودن تعداد شرکاي جنسي به معناي کمتر شدن احتمال آلودگي به ويروس پاپيلوم انساني است.

زناني که تعداد شرکاي جنسي خود را محدود مي نمايند در خطر کمتري براي ابتلا به بيماريهاي منتقله از راه جنسي و عفونتهاي لگن نيز هستند.

 

عفونتهاي منتقله از راه جنسي و سرطان دهانه رحم

هر ساله در کشور آمريکا براي ميليونها آمريکايي تشخيص بيماري منتقله از راه جنسي داده مي شود. شايعترين اين موارد شامل کلاميديا، سوزاک، تبخال تناسلي و ويروس پاپيلوم انساني است. زناني که دچار يک بيماري منتقله از راه جنسي به ويژه ويروس پاپيلوم انساني هستند خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان دهانه رحم دارند. برخي اقسام اين ويروس مي توانند باعث شوند که سلولهاي دهانه رحم سرطاني شوند. انواع ديگر بيماريهاي منتقله از راه جنسي خطر ساير مشکلات سلامتي مانند نازايي و عفونتهاي لگني را افزايش مي دهند

هشدار: اگر شما به بيماري منتقله از راه جنسي مبتلا هستيد، فورا با پزشک خود صحبت کنيد. ممکن است صحبت درباره اين بيماري براي شما مشکل باشد اما درمان آن بسيار اهميت دارد. بسياري موارد بيماريهاي منتقله از راه جنسي در صورتي که زود پيدا شوند قابل درمان هستند.

 

کاندوم، ديافراگم و سرطان دهانه رحم

زناني که از کاندومهاي لاتکس يا ديافراگم در هنگام فعاليت جنسي استفاده مي کنند، خطر کمتري براي ابتلا به سرطان دهانه رحم دارند. اين روشهاي پيشگيري از بارداري به عنوان مانعي براي ويروس پاپيلوم انساني عمل ميکند. اين زنان از طرف ديگر خطر کمتري براي ابتلا به ساير بيماريهاي منتقله از راه جنسي و ساير مشکلات سلامتي مانند نازايي و عفونتهاي لگني دارند.

 

تعداد زايمانها و سرطان دهانه رحم

زناني که دو يا بيشتر از 2 مورد زايمان داشته اند، خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان دهانه رحم دارند. دانشمندان در مورد دليل آن اطمينان ندارند. اما زناني که کمتر از دو فرزند دارند خطر بيشتري براي ابتلا به سرطان پستان و تخمدان دارند.

آزمايش پاپ و سرطان دهانه رحم

زناني که آزمايش پاپ را به طور منظم انجام مي دهند خطر کمتري براي ابتلا به سرطان دهانه رحم دارند. اين آزمايش سلولهايي در دهانه رحم را که مي توانند به سلولهاي سرطاني تغيير شکل دهند شناسايي مي کند. اگر اين آزمايش، سلولهاي ناهنجار را زود شناسايي نمايد، آن زن مي تواند پيش از بروز سرطان درمان شود.


پيام هاي ديگران ()

R.P


پنجشنبه ۱٦ آذر ،۱۳۸٥

تغييرات ضربان قلب

در پاسخ به یکی از خوانندگان که در مورد علل تغیییرات ضربان قلب پرسیده بود باید بگویم که مشکلات متعددی هستند که می توانند تغییر در ضربان قلب ایجاد کنند. برخی مواردی که می توانند باعث کندی ضربان قلب بشن این مواردند:

تهوع و استفراغ

سرفه

هنگام دفع

خوابیدن

ورزش کار حرفه ای بودن

فرایند افزایش سن

کم کاری تیروئید

اختلالات الکتریکی در هدایت جریان در قلب

استفاده از داروهای کاهش دهنده ضربان قلب مثل پروپرانولول، آنتنولول یا دیگوکسین

برخی مواد مخدر

حمله قلبی

بیماری عروق قلبی

التهاب عضله قلب

اختلالات  آب و نمک خون مثل اختلال در مقدار پتاسیم خون

...

و برخی مواردی که افزایش دهنده ضربان قلب هستند شامل این مواردند:

کم خونی

افت فشار خون

حاملگی

ورزش

اختلالات اضطرابی و استرسهای روحی و ترس

تب

اختلالات ضربان قلب

نارسایی قلبی و برخی بیماریهای ریوی

پرکاری تیرویید

برخی داروها

سیگار کشیدن

استفاده زیاد از کافئین (چای، قهوه و شکلات)

افت قند خون

افزایش تعداد تنفس

پیش از یائسگی

افزایش فشار خون

افت کلسیم

...

دقت کنید که همه علتها اینجا آورده نشده و در صورت داشتن مشکل بایستی توسط پزشک معاینه شده و آزمایشات لازم تشخیصی برایتان انجام گردد.

 

 

 


پيام هاي ديگران ()

R.P


سه‌شنبه ٢٥ مهر ،۱۳۸٥

لثه ها

آیا فکر به بهداشت دهان و دندان ممکن است شما را به فکر بیماریهایی مانند بیماری قلبی عروقی و دیابت بیندازد؟ بیماریهای دهان و لثه که به آنها بیماریهای پریودنتال گفته می شود. می توانند حجم عظیمی از میکروبها را ایجاد نمایند که بر اساس یک نظریه می تواند وارد جریان خون گردیده و بیمارهای مختلفی مانند عفونت خون بیماریهای قلبی عروقی دیابت و حتی تولد نوزاد کم وزن را ایجاد نماید. یکی از مکانهای حمله این میکروبها دریچه های قلبی مشکل دار است. بر اساس نظریه دیگر فعال شدن سیستم دفاعی بدن علیه این میکروبها می تواند باعث بروز التهاب در نقاط مختلفی از بدن گردد. تحقیقات اخیر در مرکز کنترل بیماریهای آمریکا CDC نشان داده است که امکان بروز سکته های قلبی و مغزی در افراد دچار بیماریهای پریودنتال بیش از دیگران است و این خطر وابسته به شدت عفونت است. ارتباطی هم بین بیماریهای پریودنتال و دیابت وجود دارد. آنگونه که CDC گزارش می نماید بروز بیماریهای پریودنتال در افراد دیابتی بیشتر است. تحقیقات مختلف برای روشن شدن این موضوع که آیا کنترل بیماریهای لثه می تواند به کنترل دیابت منجر شود یا خیر در دست اقدام است. دیگر تحقیقات نشان داده که زنان بارداری که دچار بیماریهای لثه هستند دو برابر بیش از دیگران امکان به دنیا آوردن بچه نارس ودارای مشکلاتی از کم وزنی گرفته تا نقائص تولدی دارند.

منبع


پيام هاي ديگران ()

R.P


پنجشنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٤

ايدز

ویروس ایدز

 

امروز روز جهانی مبارزه با ایدز بود. ویروس نقص ایمنی انسانی یا به اختصار  HIV که برای اولین بار در سال 1981 شناسایی شد از طرق مختلفی وارد بدن افراد میشه و اونها رو آلوده می کنه. به عنوان یک قانون هر گونه مایعی از بدن فرد حامل ویروس با مخاط (مناطق بدون پوست بدن) یا پوست آسیب دیده فرد سالم تماس پیدا کنه قابلیت انتقال ویروس به بدن فرد سالم رو داره. اما بعضی راههایی که می تونن باعث چنین تماسی بشن تماس جنسی، استفاده از سرنگ مشترک، استفاده از تیغ مشترک، پیوند اعضاء، دریافت خون آلوده، لقاح مصنوعی از منشا آلوده و ... هستند. ویروس بلافاصله بعد از ورود به بدن، علائمی شبیه سرماخوردگی ایجاد می کنه و فرد تصور می کنه که دچار یک سرماخوردگی معمولی شده. بعد از اون ویروس مرموزانه وارد سلولهای ایمنی بدن میشه و به آرامی در داخل اونها تکثیر پیدا می کنه و سلول رو از بین میبره. به مرور زمان تعداد سلولهای دفاعی بدن اونقدر کم میشه که علائم اصلی بیماری شروع می شه. در این مرحله است که کلیه خطراتی که دستگاه دفاعی بدن مسئول جلوگیری از به وجود اودنشونه مثل سرطانها و عفونتها، به خاطر بی کفایتی این دستگاه بروز پیدا می کنن. اوایل، عفونتهای قدیمی که دستگاه دفاعی بدن اونها رو غیر فعال کرده مثل سل، تبخال یا زونا می تونن عود کنن، و زخمها و عفونتهای پوستی بروز پیدا کنه، به تدریج با پیشرفت بیماری شدت مشکلات و عفونتها بیشتر می شه، تا جایی که فرد به راحتی با یک سرماخوردگی معمولی یا اسهال از بین می ره. این بیماری واکسن نداره، درمان هم نداره، ویروس بعد از ورود به بدن تا از بین بردن فرد، سالم و سرحال باقی می مونه، پس با این حساب فقط یک راه برای مبارزه با این بیماری وجود داره: جلوگیری از ورود ویروس به بدن!

صفحه اجتماعی يادتون نره!


پيام هاي ديگران ()

R.P


جمعه ٢٢ مهر ،۱۳۸٤

پسته

می دونستین که پسته یه ماده مغذی و پر از ویتامینه؟ می دونستین بخش عمده پسته تولیدی در کشور آمریکا از گونه کرمانه؟ می دونستین از زمانی که این میوه کاشته می شه تا اولین محصولش جمع آوری بشه 7 تا 10 سال طول می کشه؟ می دونستین 30 گرم پسته ده درصد نیاز روزانه بدن به تیامین، ده درصد فسفر، 8 درصد نیاز روزانه به منیزیوم و 10 درصد نیاز روزانه به پروتئین رو تأمین می کنه؟ علاوه بر این ها پسته دارای پتاسیم، آهن، ویتامین ای و کلسیم هم هست. پسته هیچ کلسترولی نداره، اسیدهای چرب اشباع کمی داره و حاوی مقادیر زیادی الیاف غذاییه. عناصر مهم دیگه ای که در پسته هستند یکی لوتئین هست که اعتقاد بر اینه که به سلامت چشم کمک می کنه و دیگری سیتو استرول که  به پایین آوردن کلسترول کمک می کنه. 30 گرم پسته با پوسته ش 160 کالری انرژی، 5 گرم کربو هیدرات  و 3 گرم الیاف غذایی داره.

 

 


پيام هاي ديگران ()

R.P


پنجشنبه ٧ مهر ،۱۳۸٤

پیکا (انحراف اشتها)

پیکا یه مشکل طبیه که در اون فرد حداقل به مدت یک ماه مواد غیر غذایی رو دائم مصرف می کنه.  افرادی که پیکا دارند میل دارند موادی مثل خاک، سفال، گچ، تراشه های سرب، آهار لباسشویی، مایع ظرفشویی، کبریت سوخته، کاغذ، ته سیگارو خاکستر سیگار، خمیر دندون، یخ، تراشه های رنگ، پلاستر، مدفوع انسان و حیوان، چسب، دکمه، شن  و خیلی مواد غیر خوراکی دیگه رو بخورند. بعضی از این مواد سمی هستند.  خیلی از بجه ها به درجاتی در دوران کودکیشون پیکا دارن. خیلی از بچه های کوچک و نوپا، آشغال و مواد غیر خوراکی رو می خورند ولی این پیکا تلقی نمی شه چون این رفتار از روی میل انجام نمیشه. خیلی از بچه ها این کار رو از روی کنجکاوی و برای کشف محیطشون انجام میدن. اما این مسئله تو بچه های بالای 2 سال ممکنه پیکا باشه.

زنان حامله و زنان زایمان کرده افرادی هستند که می تونن انحراف اشتها (پیکا) پیدا کنند.  این مشکل در افرادی هم که دچار بیماریهای خاص مثل صرع، عقب ماندگی ذهنی، اوتیسم (در خود ماندگی) یا بیماریهای روانی هستند اتفاق می افته. البته در بعضی کشورها مثل اوگاندا که خاک مخصوص خوردن به فروش می رسه این مسئله یک فرهنگ قابل قبوله.

دلیل ایجاد کننده پیکا نامعلومه بعضی تحقیقات پیشنهاد می کنند که پیکا به دلیل کمبود مواد معدنی یا مغذی که تحریک کننده میل خوردن مواد غیر غذایی هستند ایجاد می شه. بعضی تحقیقات هم میگن که ممکنه پیکا پاسخی به استرس باشه.  ولی در کل هیچ مدرک قطعی برای توضیح این مسئله وجود نداره.

خوردن مواد غیر غذایی می تونه باعث ایجاد مشکلاتی برای سلامتی فرد مثل فقر آهن، مشکلات روده ای جدی، درد های شکمی و عفونتهای انگلی بشه. از طرفی خوردن این مواد باعث می شه فرد غذای مغذی خودش رو هم استفاده نکنه که منجربه سوء تغذیه هم میشه. خوردن خاک آلوده هم می تونه مشکلاتی رو ایجاد کنه. مثلاً خوردن خاک آلوده به سرب می تونه باعث مسمومیت سرب بشه. خوردن خاک آلوده به آرسنیک می تونه باعث عوارض کوتاه مدت وبلند مدت ناشی از آرسنیک مثل سرطانها بشه.

 

راستی یادتون نره به صفحه اجتماعی سر بزنید.

 


پيام هاي ديگران ()

R.P


شنبه ٢ مهر ،۱۳۸٤

به کجا می رويم؟

می دونم قرار بود در مورد پیکا بنویسم سر قولم هستم و یادم نرفته حتماً اینکارو می کنم اما امروز می خوام تا از ذهنم نپریده در مورد یه موضوع تقریباً غیر طبی که برام مهم شده بنویسم. البته خیلی هم بی ربط به پزشکی و حیات و بقا و سلامت و این حرفا نیس!

امروز ماجرایی شنیدم که اگرچه برام غریب نبود فکر نمی کردم تا این حد جدی باشه که آدمهای خوب و باوجدان رو هم درگیر کنه. امروز یکی از کارمندان قسمت اموال (آقای ز) برای نصب برچسب اموال روی وسایل مرکز تازه تأسیس ما، اومده بود اونجا.  مدت کوتاهی رو که واسه استراحت نشست سر صحبت با همکارا باز شد و ماجرایی را که تو جاده براش اتفاق افتاده بود تعریف کرد. ماجرای مشابه این ماجرا رو احتمالاً زیاد شنیدین. ماجرا از این قراره که آقای ز برای گذران امور خونوادش بعد از ظهرها رو مجبوره تو آژانس کار کنه. یه شب بعد از رسوندن مسافرش به یه منطقه خارج شهر در حال برگشت بوده که متوجه چیزی روی سطح جاده می شه. نزدیکتر میشه و می ایسته و بعد متوجه می شه که چیزی که دیده بوده یه آدم زخمیه ولی جرات پایین اومدن از ماشینشو نداشته. توی اون حال فکرای مختلفی به سرش میزنه. نکنه سارق و قاتل باشه و خودشو به اینصورت در آورده تا راهزنی کنه. نکنه ببرمش بیمارستان یقه منو بگیرن که تو زدی بهش، اگه بگیرنم چی و از این جور خیالات تا اینکه ماشین دیگه ای از راه می رسه و راننده پایین میاد. به محض اینکه آقای «ز» رو می بینه بهش میگه کی (چه وقت) بهش زدی؟ آقای ز بیچاره هم جا می خوره و می گه که کار اون نبوده خلاصه مرد دوم که ظاهراً کارمند نیروی انتظامی بوده (ظاهراً خارج از شیفت) به آقای ز پیشنهاد می کنه که مصدوم رو به بیمارستان برسونه. آقای ز هم میگه خوب تو که خودت نیروی انتظامی هستی خودت ببر تو مشکل پیدا نمی کنی! مرد دوم می گه پس بذار زنگ به پلیس بزنیم تو هم بمون اینجا شاهد. آقای ز می گه من چرا بمونم من کلی کار و زندگی دارم(توجه کنید که تو این گیرو دار یک نفر در حال جون دادنه!). مرد دوم دوباره از آقای ز می پرسه «حتماً تو نزدیش؟» و آقای ز هم ناراحت می گه بابا تو که خودت ماموری بیا ماشین منو نگا کن ببین آثار تصادف داره؟ خلاصه آقای ز و مرد دوم بالاخره تصمیم می گیرن که برن و مصدوم رو بکشن کنار جاده که ماشینای دیگه آش و لاشش نکنن!!!! و بعد هر دو می رن پی کار و زندگی خودشون و قصه ما همینجا به سر می رسه و هیچ کدوم از اون دو تا مرد نمی فهمن که چی به سر مصدوم می یاد. به هر حال این قضیه آشنا خیلی دردناک بود و همون لحظه همه ما رو به این فکر انداخت که در مورد آسیب شناسی اتفاقی که در این مورد و موارد مشابه تو وجدان ما ایرانیا داره می افته بحث کنیم. وقتی به خونه رسیدم تصمیم گرفتم این مطلبو چون برام مهم بود خلاف قاعده وبلاگم اینجا بیارم و نظرات شما رو هم بدونم. سوالایی که به ذهن ما رسید اینا بود: اولاً کسی که بار اول با مصدوم تصادف کرده چرا اونو اونجا با عجله رها کرده و حتی از وسط جاده کنارنکشیده؟ به نظر همه مون مهمترین علتش دیه های سنگینی بود که در قبال بیماری یا حتی مرگ مصدوم بریده می شه. این دیه ها که فکر میکنم حدود 20 میلیون تومن در ازای مرگ باشه باعث می شه راننده ای که هنوز پول ماشینشو داره قسطی پرداخت می کنه به محض تصادف اولین فکری که به ذهنش می رسه هزینه های بیمارستانی و در صورت مرگ طرف دیه ایه که باید پرداخت کنه. اون می دونه که اگه نتونه دیه رو بده باید راهی زندان بشه و این مساویه با گرسنه موندن زن و بچه اش، پس اولین اقدام طبیعی چنین فردی توی این شرایط در جهت تنازع بقا فراره. در مرحله بعد عملکرد ضعیف نیروی انتظامی باعث می شه که به احتمال هشتاد، نود درصد راننده هرگز پیدا نشه و عقوبتی هم نبینه که این مسئله احتمال بقا در صورت فرار رو بیشتر می کنه. از اون طرف تو چند ساله اخیر خیلی از آدما از این مسئله دیه تا تونستن سوء استفاده کردن و حتی با یه تصادف جزیی تا تونستن راننده بدبخت فلک زده رو سرکیسه کردن. بنابراین تا اینجا دیه هیچ کمکی که به جامعه نکرده هیچ در درجه اول و مهمتر با بقای مصدوم و خونوادش و در درجه دوم با بقای راننده تضاد داره. که البته همه مون متفق القول هستیم که بقای مصدوم فوری تر و مهمتره.

حالا این قضیه به کنار فرد یا افراد دیگه ای که مصدوم رو می بینن برای چی اقدام به کمک کردن بهش نمی کنن. یکی از مسائلی که می تونه مطرح باشه ولی فکر نمی کنم خیلی جدی باشه نا امنی جاده هاست و اینکه تضمینی نیست چنین صحنه هایی دام نباشه. مسئله دیگه اینه که بی رودرواسی مملکتمون شیر تو شیره و اگه پای کسی به هر علتی به کلانتری باز بشه اگه شانس بیاره و بتونه بی گناهیش رو ثابت کنه کم کمش دو، سه میلیون تو خرج وکیل و دادگاه و برو بیا و خرج و مخارج خونواده مصدوم افتاده که می تونه آدم سالم رو هم دق بده . بخصوص اینکه باز هم نیروی انتظامی با عملکرد ضعیفش نمی تونه به بیگناهی فرد کمک کننده کمک بکنه. پس باز هم با توجه به اینکه 75 درصد مردم ایران زیر خط فقر زندگی می کنن کمک کردن در چنین شرایطی با اصل بقا تضاد داره و انگیزه کافی می شه که حتی دو تا آدم با وجدانو که یکیش تو نیروی انتظامی کار می کنه وادار کنه تنها کاری که برای آروم کردن وجدانشون می کنن این باشه که مصدومو بکشن کنار جاده....

راستی اگه من بودم چیکار می کردم؟

 ببخشید که خارج از مقررات وبلاگم نوشتم ولی خوب یه کم برام مهم بود. راستی فکر می کنم به خاطر دوستانه بودن محیط وبلاگی و همگانی بودن اون به مروز زمان سبک نوشتاری محاوره ای در ادبیات فارسی جایگاه مهمی پیدا کنه. نظر شما چیه؟

 


پيام هاي ديگران ()

R.P


سه‌شنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٤

تخم مرغ!

یک توصیه ناسیونالیستی: قبل از اینکه شروع کنم می خوام یه کمی زیرآب شوک کانترو بزنم! مدتی بود از روی آمار و ارقام متوجه شده بودم که انگار این شوک کانتر محترم! تعدادی از شماره ها رو می بلعه و آمار رو کم نشون میده و لذا اینجانب به لحاظ مچگیری نمودن یک کانتر وطنی رو هم به وبلاگم اضافه کردم و در عرض یکی دو روز متوجه حدود 15 شماره اختلاف توی این دو تا کانتر شدم. از اونجا که کانتر ساخت وطن به نفع بنده کار می کنه به همگان توصیه می کنم از کانتر وطنی استفاده کنند

بریم سر اصل موضوع امروز که تخم مرغ باشه. یه وقت فکر نکنین این مطلبو واسه این نوشتم که چند روزه مدام هوس تخم مرغ می کنم ها اصلاً

هیچ فکرشو می کردین که توی یه تخم مرغ با یه قد و قواره شش هفت سانتی دنیایی از اطلاعات علمی و مواد مغذی نهفته باشه؟

 تخم مرغ منبع خیلی خوبی واسه پروتئین، ویتامینها و مواد معدنی ضروریه و میزان چربیهای اشباع اون خیلی کمه. میزان مورد نیاز زنان، مردان و بجه ها به این ماده مغذی متفاوته حتی در زمانهای مختلف هم در یک فرد فرق می کنه.

واسه اونایی که اهل رژیم و این حرفان هر یه دونه تخم مرغ 76 کیلو کالری انرژی و حدود 50 گرم وزن داره. 

پروتئین تخم مرغ ارزش غذایی فوق العاده ای داره و تقریباً تمام اسید آمینه های(اجزای تشکیل دهنده ساختمان پروتئین ها) ضروری مورد نیاز بدن رو داره. این پروتئین ها هم در زرده و هم در سفیده تخم مرغ وجود دارن. اما میزان پروتئینی که در سفیده هست خیلی بیشتره. ارزش پروتئینی تخم مرغ اونقدر زیاده که متخصصین تغذیه اونو به عنوان یه استاندارد در نظر می گیرن (با دادن عدد 100 به ارزش غذایی تخم مرغ) و ارزش غذایی بقیه مواد پروتئین دار رو با اون مقایسه می کنن.

تقریباً همه ویتامینها به جز ویتامین C در تخم مرغ وجود داره. تمام ویتامینهای گروه ب بعلاوه ویتامین محلول در چربی آ در تخم مرغ وجود دارن. در ضمن مقادیر خوبی از ویتامین D و همینطور ویتامین E در تخم مرغ یافت میشه. در تخم مرغ میشه بیشتر مواد معدنی رو پیدا کرد. تخم مرغ بخصوص حاوی ید هست که ماده معدنی مورد نیاز برای ساخت هورمون تیروییده. در تخم مرغ فسفر وجود داره که برای سلامت استخونها مفیده. تخم مرغ حاوی روی هست که ماده خوبی برای بهبودی زخمها، رشد و مبارزه با عفونتهاس. سلنیوم که یه ماده احیا کننده است و کلسیم که برای رشد و ساختمان استخونها و عملکرد عصبی مورد نیازه در تخم مرغ وجود دارن. تخم مرغ حاوی مقدار زیادی آهنه که در ساختمان سلولهای قرمز خونی به کار می ره اما در مورد آهن معلوم نیس که بدن ما آیا میتونه این آهن رو جذب کنه یا نه؟

در مورد مواد نشاسته ای (کربوهیدراتها) تخم مرغ منبع خوبی نیست و مقدار خیلی کمی کربو هیدرات داره و الیاف گیاهی هم توش وجود نداره (الیاف گیاهی از مهمترین مواد غذایی برای سلامتی بدن هستن)

10 درصد تخم مرغ چربیه که میزان زیادی از این چربی چربی خوب (غیر اشباع) هست. بیشترین میزان چربی تخم مرغ در زرده اون قرار داره. پس مجدداً برای اونا که اهل رژیمن یا بیماریهایی دارن که باید مصرف چربی و کلسترولشونو محدود کنن بهتره بیشتر سفیده تخم مرغو میل کنن. البته مقالات علمی که به دنبال شیوه های زندگی سالم هستن توصیه می کنن که حتی افراد سالم و بدون بیماری هم بهتره مصرف زرده تخم مرغشون زیاد نباشه. خیلی از مقاله ها حداکثر سه عدد زرده رو در هفته توصیه می کنن. به هر حال بهتره بدونین کلسترول همونطور که برای بدن مفیده و مورد نیاز بدن در ساختن سلولهای جدیده و به حفظ دیواره سلولس کمک می کنه و به نرمی و انعطاف پذیری پوست کمک می کنه مقدار بیش از حد نیازش بخصوص کلسترول بد که معروفه به کلسترول LDL می تونه باعث بروز بیماری قلبی و سکته های مغزی بشه. در مورد کلسترول و فواید و مضراتش بحث زیاده اگه فرصت شد بعداً بیشتر براتون می گم.

یکی از مشکلاتی که تخم مرغ داره آلرژن بودنشه. تخم مرغ یکی از حساسیت زاترین مواد خوراکیه و خیلی از افراد به خاطر آلرژی به تخم مرغ نمیتونن از اون استفاده کنن. این افراد حتی در استفاده از واکسنهایی که توی محیط کشتهای تخم مرغ دار تهیه شدن حساسیت نشون میدن و استفاده از او واکسنهای خاص براشون ممنوعه.

تخم مرغ یکی از مواد خوراکیه که می تونه عامل انتقال بیماریی به نام حصبه باشه که از راه شیر و لبنیات و تخم مرغ آلوده منتقل می شه. البته انتقال حصبه از راه تخم مرغ جزء راههای نادرتر اونه ولی به هر حال وجود داره و اون هم در صورتی که تخم مرغ خام مصرف بشه (مثل تخم مرغ عسلی، راستی تا حالا خوردین؟!)

مشکل دیگه ای که در مورد سفیده منعقد نشده (خام) تخم مرغ وجود داره اینه که در ساختمان تخم مرغ پروتئینی به نام آویدین وجود داره که این پروتئین خاصیت اتصال به یکی از ویتامینها به نام بیوتین یا ویتامین H از خانواده ویتامینهای گروه ب رو داره که این اتصال باعث میشه ویتامین گفته شده دیگه جذب بدن نشه و بدن دچار کمبود این ویتامین بشه. کمبود این ویتامین باعث ریزش مو، تحریک پوستی، کاهش قدرت دفاعی بدن، اختلال رشد استخوانها و حتی مرگ میشه. حرارت باعث غیر فعال شدن پروتئین گفته شده میشه و دیگه اون اتصال انجام نمیشه.

فکر می کنم تا همین جا کافی باشه. مطلب آینده در مورد پیکا یا انحراف اشتهاس.

 

کی دیگه دلش میاد تخم مرغ بخوره!


پيام هاي ديگران ()

R.P


شنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٤

آب درمانی (Hydrotherapy)

شاید تا حالا در مورد تأثیر آب در درمان بیماریها چیزایی شنیده باشین. امروز تصمیم دارم کمی در مورد آب درمانی براتون بنویسم. ممکنه خیلی از شما فکر کنین که این یه متد جدیده، اما برعکس این یه روش کاملاً سنتی برای درمان بیماریهاس. هیدروتراپی (آب درمانی) و گرماب درمانی(Hydrothermal therapy) از زمان قدیم در خیلی فرهنگها مثل چین، روم باستان، یونان باستان و ژاپن مورد استفاده بوده اند.

آب درمانی انواع و اقسام روشها مثل سونا، وان، دوش، پاشویه، پانسمان، حمام گیاهی، نوشیدن و... رو شامل میشه. اساس کار آب درمانی، مربوط به اثرات مکانیکی و حرارتی اونه. در این روش از پاسخ بدن به محرک گرمایی و سرمایی، استفاده طولانی از حرارت، فشار ایجاد شده توسط آب و احساسی که ایجاد می کنه بهره گرفته می شه.  احساسات ایجاد شده توسط اعصاب به قسمتهای عمقی تر بدن برده می شه و باعث تغییرات مختلفی مثل تحریک سیستم دفاعی بدن، تقویت سیستم گوارشی و جریان خون، اثر بر تولید هورمونهای استرسی و کاهش حساسیت به درد میشن. 

 

حرارت باعث تسکین بخشی به بدن و کاهش سرعت کار اندامهای داخلی میشه. بر عکس سرما فعالیتهای داخلی بدن رو تحریک میکنه و افزایش میده. اگر به دلیل استرس دچار سفتی و گرفتگی ماهیچه ها باشید یه دوش گرم خیلی بهتون کمک میکنه.

هر زمان احساس خستگی و استرس کنید یه دوش یا وان گرم و بعد از اون یه دوش کوتاه سرد می تونه محرک ذهن و بدنتون باشه. وقتی توی استخر یا وان فرو می رید، فشار دائمی جادبه زمین بر روی بدن کم میشه. علاوه بر این آب تأثیرات هیدرو استاتیک هم داره. به خاطر اینکه آب به آرامی روی بدن حرکت می کنه تأثیرات ماساژ مانندی داره. آب در حال حرکت گیرنده های لمسی پوست رو تحریک میکنه که باعث افزایش جریان خون میشه و سفتی عضلات از بین می ره. آب درمانی و گرماب درمانی عمدتاً برای هماهنگ کردن بدن، تحریک گردش خون و گوارش و سیستم ایمنی و رهایی از درد استفاده میشن. به نظر می رسه که آب اثرات ویژه ای در کم کردن استرس و جوان کردن دوباره بدن داشته باشه. آب روی ماهیچه ها و پوست اثر میذاره. به ریه ها، قلب، معده و سیستم هورمونی به وسیله تحریک اعصاب نخاعی آرامش میده.

برای بیمارانی که دچار سوختگی های وسیع هستن از غوطه خوردن در آب حدود 34 درجه استفاده میشه.

در کنار اثرات مفید، در مورد این روش هم لازمه احتیاطهایی صورت بگیره. مثلاً اگر برای شما تشخیص بیماری رینود داده شده باید از آب سرد پرهیز کنین. یا اگه دیابتی هستین نباید از آب برای پاهاتون استفاده کنین و در ضمن نباید از آب گرم برای کل بدنتون استفاده کنین. (بیماران دیابتی دچار اختلالاتی در سیستم حرارتی بدنشون هستن) بیماران MS، بیماران دیابتی و خانومای حامله نباید به مدت طولانی از غوطه خوردن در آب گرم و سونا استفاده کنن. همینطور این موارد (غوطه خوردن در آب گرم و سونا) میتونه برای بچه های کوچیک و افراد مسن خسته کننده باشه. افرادی که بیماری قلبی دارن و حامله هستن به خصوص باید قبل از استفاده از سونا با پزشکشون مشورت کنن.

در آب درمانی دوشهای تخصصی تر مثل دوش زانو، دوش ران، دوش صورت، دوش گردن، دوش پشت و ... هم وجود داره که روشها خاص خودشونو دارن. 

 

 


پيام هاي ديگران ()

R.P


جمعه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٤

موسيقی درمانی

از امروز یه تغییراتی توی ظاهر وبلاگ دادم. بالاخره تونستم رنگ و شکل مورد علاقه ام رو واسه وبلاگم درست کنم بعلاوه کلی تغییر دیگه که به مغزم هم خطور نمیکرد از پسش بربیام که البته همه اینا حسابی روحیه ام رو برده اون بالا بالا ها. مشنگ مشنگم! بعد دو سه هفته بی تحرکی اونقدر وول خوردم که حسابی کمر درد گرفتم!! یه تغییراتی هم قصد دارم توی نوشته هام ایجاد کنم. خودتون بخونین می فهمین! البته احتمالاً تا حالا فهمیدین!

هیچ می دونستین یکی از درمانهای مشکلات روحی موسیقی درمانیه؟ به نظر دانشمندا، طبیعت احساسی موسیقی میتونه باعث خود اگاهی، بینش  و تعیین احساسات بشه. موسیقی تداعی ها، تصورات و تمایلات رو جوری تحریک می کنه که با فرآیندهای کلامی و روانکاوی ممکن نیست. موسیقی درمانی گروهی صحیح در درمان افراد پرخاشگر، شیدا و مجنون اثر بخش بوده.

امروزه در خیلی از امکانات  رواندرمانی موسیقی درمانی به عنوان بخشی از اونا مورد استفاده قرار می گیره. در بیماریهای زیر موسیقی درمانی میتونه به خوبی مکمل یا حتی جایگزین درمان سنتی بشه:

جنون جوانی- اختلالات خلقی (مثل افسردگی و شیدایی) – اختلالات شخصیت- اختلالات اضطرابی- اختلالات جسمی مغز- سوء استفاده از مواد (میشه گفت همون اعتیاده)- اختلالات خوردن و اختلالات روحی دوران کودکی.

بسته به اینکه مشکل بیمار چی باشه از انواع مختلف موسیقی استفاده میشه. البته مهارت رواندرمان هم در انتخاب نوع موسیقی اثر داره. موسیقی درمانی یه روش انعطاف پذیر و سازش پذیره. این روش حتی در افراد غیر بیمار هم میتونه کیفیت زندگی رو بالا ببره. موسیقی درمانی میتونه احساس خوشحالی رو بیشتر کنه، استرس ها رو کم کنه، درد رو تسکین بده، به بیان احساسات کمک کنه، حافظه رو بهتر کنه، ارتباط با دیگران رو بهبود ببخشه و باعث باز توانی جسمی بشه.

 


پيام هاي ديگران ()

R.P


پنجشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٤

واکنش انسان به استرسهای حاد

 

همه ما انسانها در طول زندگی خود به کرات از مکانیسمهای دفاعی استفاده می کنیم. این یک مسئله کاملاً طبیعی است. مکانیسمهای دفاعی انواع مختلفی دارند و افراد مختلف در زمانهای متفاوت از مکانیسمهای متفاوتی استفاده می نمایند. از جمله این مکانیسمها می توان به مکانیسمهای پسرفت، انکار، دلیل تراشی، کنار آمدن با مشکلات، فرار از موقعیت استرس زا، پیدا کردن راه حل برای مشکلات، پرخاشکری، مصرف الکل و مواد مخدر اشاره نمود. با چند مثال سعی می کنم توضیح بیشتری بدهم: به عنوان نمونه، زمانی که فردی بیمار می شود در هنگام بیماری از مکانیسم دفاعی «پسرفت» استفاده می کند این مکانیسم به وی اجازه می دهد تا در رختخوابش مانند یک کودک دراز بکشد و اجازه دهد در هنگام بیماریش به دیگران وابستگی داشته باشد. یا مثلاً زمانی که شما مرتکب اشتباهی می شوید ولی با آوردن دلیلهای نه چندان مربوط کار خود را توجیه می کنید از مکانیسم دفاعی دلیل تراشی استفاده می کنید. یا مثلاً وقتی به فردی گفته می شود فرزندش مرتکب سرقتی شده و او حتی با ثابت شدن امر حاضر به پذیرش این مسئله نمی شود از مکانیسم دفاعی انکار استفاده می کند. بنابراین مکانیسمهای دفاعی پاسخ روانی طبیعی انسانها به استرس است. بعضی مکانیسمهای دفاعی مانند کنار آمدن با مشکلات یا پیدا کردن راه حل برای حل مشکل و یا فرار از موقعیت استرس زا مکانیسمهای سازگار هستند اما بعضی مکانیسمها که باعث ایجاد اختلال در زندگی فرد می شوند مکانیسمهای ناسازگار خوانده می شوند مانند پناه بردن به الکل، مواد مخدر و یا پرخاشگری برای کاهش استرس وارده به فرد.

 


پيام هاي ديگران ()

R.P


پنجشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٤

سندرم پیش از قاعدگی (PMS)

 

سندرم پیش از قاعدگی چیست؟

بسیار از زنان برخی علائم نا خوشایند یا ناراحت کننده را طی چرخه قاعدگی خود احساس می کنند. در بعضی از زنان این نشانه ها قابل توجه ولی کوتاه مدت هستند و ناتوان کننده نیستند. اما بعضی دیگر ممکن است یک دو نشانه از دامنه وسیع نشانه ها را که موقتاً عملکرد طبیعی شان را مختل می کند داشته باشند. این نشانه ها ممکن است از چند شاعت تا چند ماه تداوم داشته باشد. نوع و شدت نشانه ها در افراد مختلف متفاوت است. به این گروه از نشانه ها سندرم پیش از قاعدگی یا در اصطلاح PMS گفته می شود. گرچه این نشانه ها معمولاً با شروع دوره قاعدگی متوقف می شوند، در بعضی زنان نشانه ها ممکن است در طی این دوره و پس از آن نیز ادامه پیدا کند.

علائم سندرم پیش از قاعدگی چیست؟

شایعترین شکایات یا نشانه های سندرم پیش از قاعدگی موارد زیر هستند:

تغییرات خلق و اثرات روانی آن:

تحریک پذیری

دستپاچگی (نا آرامی)

فقدان کنترل

پرخاشگری

بر آشفتگی

بی خوابی

مشکل در تمرکز

سستی

افسردگی

خستگی شدید

 

احتباس مایعات

ورم

اضافه وزن های ماهیانه

کاهش حجم ادراد

احساس پری و درد در پستانها

 

مشکلات تنفسی

آلرژی ها

عفونت ها

 

شکایات چشمی

اختلالات بینایی

التهاب ملتحمه

 

علائم گوارشی

نفخ کردن

یبوست

تهوع

استفراغ

تغییر اشتها

احساس سنگینی یا فشار در لگن

کمر درد

 

مشکلات پوستی

جوش صورت

التهاب پوستی عصبی (التهاب پوست به همراه خارش)

تشدید سایر مشکلات پوستی

 

نشانه های عصبی یا عروقی

سردرد

سرگیجه

سنکوپ (غش کردن)

کرختی، خارش، سوزش یا افزایش حساسیت بازوها و پاها

کوفتگی سریع

تپش قلب

 

 

چه عاملی باعث ایجاد سندرم پیش از قاعدگی می شود؟

به نظر می رسد این سندرم وابسته به نوسانات سطح استروژن و پروژسترون باشد. موارد زیر به عنوان علل ممکن سندرم پیش از قاعدگی مطرح شده اند.

عدم تعادل استروژن و پروژسترون

افزایش آلدوسترون یا ADH (هورمونی که در تنظیم متابولیسم سدیم، کلر و پتاسیم شرکت می کند)

تغییر متابولیسم کربوهیدراتها

افت قند خون

افزایش پرولاکتین (هورمونی که نمو پستانها را تحریک می کند)

آلرژی به پروژسترون

احتباس آب و سدیم در کلیه ها

علل روانی

 

درمان PMS:

درمان اختصاصی PMS توسط پزشک و بر اساس موارد زیر تعیین می گردد.

سابقه کلی سلامتی و پزشکی شما

وسعت بیماری

تحمل شما برای داروها، عملیات پزشکی و درمانهای خاص

نظر و اولویتهای شما

 

علاوه بر یک سابقه پزشکی کامل، مشورت با پزشک در خصوص نشانه ها می تواند به درک شما کمک کند و به انجام فعالیتهایی برای کاهش استرس منجر می شود. سایر درمانهای ممکن PMS شامل موارد زیر است:

استفاده از مدر پیش از بروز نشانه ها برای کاهش احتباس مایعات ذکر شده است

قرصهای خوراکی پیشگیری از بارداری

پروژسترون طبیعی تزریقی یا شیاف داخل مهبلی

پروژسترون طولانی اثر برای محدود کردن تغییرات چرخه قاعدگی

داروهای تسکین دهنده

تغییر رژیم غذایی برای کاهش دریافت قندها و افزایش دریافت پروتئین.

استفاده ازویتامین B به عنوان مکمل غذایی

 

 

 

 


پيام هاي ديگران ()

R.P


دوشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸٤

اسکيزوفرني ( جنون جواني )

 

اسکیزوفرنی

 

 

علتها :

محققين هنوز علت يا علتهاي جنون جواني را شناسايي نکرده اند، گر چه معتقدند که عوامل ژنتيکي در اين بيماري نقش دارد. اختلالات ساختماني شيميايي مخفي در مغز مي تواند با ايجاد بيماري مرتبط باشد .

جنون جواني ممکن است به تنهايي يا همراه با ساير بيماريهاي رواني يا طبي بروز کند.

درک نادرست از جنون جواني و ارتباط آن با ساير بيماريهاي رواني فراوان است حقايق زير مي تواند به روشن کردن آنچه هست و آنچه نيست کمک کند:

جنون جواني مشابه چند شخصيتي بودن نيست. اختلال چند شخصيتي يک وضعيت جداگانه و نادر است.

گرچه برخي افراد دچار جنون جواني تمايل به خشونت دارند، اکثر آنها اينچنين نيستند.

بسياري از آنها به جاي تقابل با ديگران در خود فرو مي روند.

هر کسي که بدبين است يا رفتار خشني دارد دچار جنون جواني نيست. برخي افراد اختلال شخصيت بدبينانه دارند، نوعي گرايش به مظنون بودن يا بي اعتمادي به ديگران، بدون ساير نمودهاي جنون جواني

 هر کس که صدايي را مي شنود دچار جنون جواني نيست. بعضي افراد افسرده هم ممکن است صداهايي بشنوند.

شنيدن صدا ممکن است در نتيجه يک بيماري خطرناک طبي يا به علت اثر داروها ايجاد شود.

 

 

چه وقت بايد به دنبال توصيه پزشکي بود

جنون جواني غالباً بيماري نيست که فرد خودش به دنبال درمان برود. براي فردي که جنون جواني دارد هذيانها و توهمات واقعي هستند و او غالباً تصور مي کند که نيازي به کمک پزشکي ندارد. اگر شما يکي از اعضاي خانواده يا دوست فردي هستيد که علايم محتمل جنون جواني يا ساير بيماريهاي رواني را نشان مي دهد، مي توانيد فردي باشيد که او را نزديک پزشک مي بريد تا مورد بررسي قرار گيرد .

 

غربالگري و تشخيص

تشخيص زود هنگام و درمان جنون جواني بسيار مهم است. پيش از گذاشتن تشخيص جنون جواني، احتمالاً پزشکتان ساير علتهاي محتمل علائم مطرح کننده جنون را رد خواهد کرد. احتمال دارد ساير بيماريهاي رواني يا جسمي علايمي مشابه جنون جواني ايجاد کنند.

پزشک ممکن است سابقه خانوادگي و طبي شما را بخواهد و معاينه بدني انجام دهد. در ضمن ممکن است آزمايش خون و ادرار نيز انجام دهد تا ببيند آيا داروها، سوء مصرف مواد و ساير بيماريهاي جسمي عامل علايم شما هستند يا خير.

در ميان ساير بيماريهاي رواني که حداقل تا حدي امکان دارد جنون جواني را تقليد کنند، افسردگي، اختلالات دو قطبي، ساير انواع جنون و سوء مصرف الکل و ديگر داروها قرار دارد.

احتمال دارد بيماريهاي جسمي مانند عفونتهاي خاص، سرطانها، اختلالات دستگاه عصبي، اختلالات دستگاه ايمني و ساير بيماريها نيز بعضي علائم جنون را توليد کنند. از سوي ديگر جنون مي تواند عارضه جانبي برخي داروها نيز باشد.

اگر هيچ علت زمينه اي ديگر يافت نشود، پزشک تشخيص جنون جواني را براساس علائم و نشانه هايي که در بالا خلاصه شد مي گذارد.

 

درمان

درمانهاي ضد جنون، که به نام نورولپتيک نيز گفته مي شوند سنگ بناي درمان هستند. تا سال 1990 داروهاي ضد جنون بيشتر بر روي علائم مثبت اثر مي کردند تا علائم منفي، نسل جديدي از داروهاي ضد جنون اثرات بيشتري را بر روي هر دو نوع علائم مثبت و منفي مي گذارد. اين داروهاي ضد جنون جديد شامل کلوزاپين ( کلوزاريل") ، رسپيرودون ( ريسپيردال) ، اولانزاپين (زيپرکس)، کوتياپين (سروکوئل) ، زيپراسيدون (گئودون ) و آري پيپرازول ( آبيليفي ) هستند.

براساس توصيه انجمن ديابت آمريکا، داروهاي ضد جنون خاصي امکان دارد خطر ديابت چاقي و افزايش فشار خون را افزايش دهند. به اين دليل، مطالعه اي در فوريه 2004 با عنوان مراقبت ديابت توصيه مي کند که پزشکان بر وضعيت افرادي که کلوزاريل، ريسپردال، زيپرکس، سروکوئل، گئودون يا آبيلنفي مصرف مي کنند نظارت داشته باشند.

مهارتهاي سازگاري

سازگاري با بيماري براي افراد خانواده و دوستان فردي که مبتلا به جنون جواني است
مي تواند تعهد زماني و تلاش بسيار زيادي را باعث شود.

گروههاي حمايتي

گروههاي حمايتي مي توانند بخشهاي ارزشمندي از شبکه وسيعتري از حمايت اجتماعي باشند که شامل مراقبين بهداشتي، خانواده، دوستان و محلي براي عبارات مذهبي است.

گروهاي حمايتي مختلف افراد دوستان و خانواده را که با انواع مختلفي از مشکلات بهداشت رواني يا جسمي دست و پنجه نرم مي کنند گرد هم مي آورند. گروههاي حمايتي براي جنون جواني مکاني را تأمين مي کنند که افراد مي توانند مشکلات شايع خود را درآن با هم سهيم شوند و حمايت مداومي براي يگديگر ايجاد کنند.

از پزشک خود درباره گروههاي کمک به خود که ممکن است در جامعه شما وجود داشته باشد سؤال کنيد. بخش بهداشت محلي تان، کتابخانه عمومي، دفترچه تلفن و اينترنت مي تواند منابع خوبي براي يافتن يک گروه حمايتي در منطقه شما باشند.

 


پيام هاي ديگران ()

R.P


[ تنت به ناز طبیبان | آرشيو | پست الكترونيك ]

© Copyright http://persianhealth.persianblog.ir . All rights reseved.